تبليغاتX
سکوت

سکوت

تاملاتی درباب جدال قدیم و جدید

خیال دینی

مدتی قبل مهدی خلجی درمصاحبه ای با محمدرضا نیکفر به بسط مقاله ی الهیات شکنجه پرداختند.نیکفر دراین مقاله کوشید تابا روش پدیدارشناسی برنهد درچه شرایط ی حقیقت دین خود را پدیدار می کند.از نگاه او حقیقت دینی چون گفتمانی نیست یعنی نمی توان ان رابا بحث واستدلال دریافت؛نتیجتا پدیداری ان را باید در زندان وشکنجه دید.امابرای بسط این مقاله مهدی خلجی با نیکفر گفتگویی بدیع درباب فهم حکومت دینی انجام داد که به زعم او می تواند راهی نو برای نواندیشی دینی باشد.دراین گفتگو مهدی خلجی از مفهومی با عنوان خیال دینی سخن راند که دراین نوشتار قصد دارم کمی ان را مورد واکاوی قراردهم.

مهدی خلجی تلاش می کند مرزی را میان حقیقت دینی وخیال دینی بکشد.از نگاه او،سرپا بودن الهیات وتداوم تاریخی ان بخاطر قوت نظر ی ان نمی باشد بلکه اساسا بحث الهیات دلمشغولی خواص ونواندیشان است.عامه مردم با خیال جمعی دینی سروکاردارند.اگردین قرار بودتنها برشانه های پارادایم های معرفتی اش حرکت کند تا امروز شاید ازبین رفته بود.انچه دین رازنده نگه داشته است خیال خانه جمعی می باشد.

 

درباب این نکته هوشمندانه باید بیان کرد که حقا عامه جامعه چندان درحوزه کشاکش دنیای جدید وقدیم دچار تناقض های معرفتی نشده اند.اساسا برای عوام مباحث معرفتی موضوعیت ندارد.دین برای توده ی مردم همچون پناهگاهی دردنیای پراز تنش امروز معنی می شود.بحث های معرفتی که نخبگان را دردنیای جدید دچار تنش فکری کرده است ،هیچگاه ذهن توده جامعه را تسخیر نمی کند.نواندیشان دینی درایران در سالهای بعد از انقلاب تلاش های فراوانی رادرحل تناقضات سنت با مدرنیته کرده انداما اساسا این گونه تلاش ها چندان درعقلانی کردن توده جامعه موثرنبوده است.این خیال خانه بسیارقدرت مند ترازان می باشد که با درک روشنفکران دینی همچون عبدالکریم سروش ویا محمد مجتهد شبستری درباب متن مقدس درهم بشکند.درواقع برای توده وجه محتوای ونوع شکل گیری متن مقدس موضوعیت ندارد بلکه بوسیدن نوشته های متن اهمیت دارد.

نکته اساسی اینجاست که حکومت های دینی هم با این خیال دینی کاردارند.حوزه ی الهیاتی چندان مورد توجه حکومت نیست چراکه پایه های حکومت دینی بیش از ان که وجه نظری داشته باشد برپایه خیال جمعی سازمان یافته است.بنابراین خواص دراین گمان اند  که دربررسی دغدغه های معرفتی ،جامعه را به سمت عقلانیت راه می دهند.اما به نظر می رسد دردرجه اول انچه بقای  پارادایم کهنه را باعث شده است؛خیال دینی می باشد.شاید مثالی ساده راه گشا باشد.ایا به صرف حل معرفتی  نگاه درجه دومی به زن درسنت می توان عقلانیت را درجامعه نهاد مندکرد؟محسن کدیور کوشیده است تا نگاه درجه دومی به زن درسنت را با پروژه ی گذار ازاسلام تاریخی به اسلام معنوی حل کند.اما ایا این تلاش معرفتی دید جامعه را نسبت به غیرت مردانه که شالوده ی هویت خانواده دراین موطن می باشد ؛ تغییرمیدهد؟

به نظر می رسد اینک باید درباب چگونه مواجه شدن با خیال دینی درفرهنگ کشورمان بیندیشیم.اساسا ما چگونه می توانیم با این مسئله روبه رو شویم.شاید فرهنگ خرد ستیز درجامعه امروز ایران ریشه دراین خیال دینی داردواساسا بحث های معرفتی محدود به دانشگاه ها ومحیط های علمی می باشد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 15:29  توسط سیدعلیرضاموسوی  |